السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

660

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

عمل نيكى ندارم كه جرأت كنم از او درخواستى داشته باشم ، راهب گفت : پس من دعا مىكنم و تو آمين بگو ، جوان قبول كرد ، و پس از دعاى راهب آمين گفت ، بلافاصله ابرى ظاهر شد و آنها تا مدّتها در سايهء آن راه رفتند ، تا به جايى رسيدند كه راهشان از هم جدا شد و مرد راهب از يك طرف رفت و جوان از طرف ديگر ، ليكن راهب با كمال تعجّب ديد ابر همراه جوان رفت ، آن وقت از ادامه راه منصرف شد و به جوان گفت : تو نزد پروردگار محبوبتر از من هستى ، چون او به جهت آمين تو اين ابر را فرستاده نه بخاطر دعاى من ، پس ماجرا و قصّه خود را برايم تعريف كن ، جوان ماجراى آن زن را براى راهب گفت ، راهب با شنيدن ماجرا به جوان گفت : بدان كه بخاطر همين عمل و خوفى كه از خداوند در دلت راه يافت ، خداوند گناهان سابق تو را آمرزيده ، پس اكنون مراقب اعمال آيندهء خود باش . از امام رضا ( ع ) نقل شد : در ميان بنى اسرائيل يك عابد ، قبل از اينكه عابد ناميده شود بايد ده سال مداوم روزه مىگرفت . در ( الكافى ) ابن عماره نقل شده : روايت كرده‌اند در ميان بنى اسرائيل هر گاه يك عابد به كمال مىرسيد پاى پياده به راه مىافتاد تا حوائج مردم را مطابق مصالحشان بر آورده كند . ( اكمال الدين ) با استناد به ابن ابى رافع مىنويسد : رسول خدا ( ص ) فرمود : جبرئيل ( ع ) براى من كتابى آورد كه در آن اخبار همه پادشاهان و ملوك زمين قبل از من و انبياء و رسلى كه قبل از من مبعوث شده بودند در آن نوشته شده بود ، پادشاهى بود به نام اشيخ بن اشكان كه به نام كيس ناميده مىشد و مدّت 266 سال حكومت كرد و در سال 51 از سلطنت او خداوند عيسى بن مريم را به رسالت مبعوث كرد و علم و نور نبوّت را نزد او به وديعه نهاد و او را بسوى بيت المقدس فرستاد تا بنى اسرائيل را به سوى ايمان حقيقى به خداى واحد فرا بخواند ، امّا اكثر ايشان امتناع كرده و كافر و طاغى شدند ، حضرت عيسى هم آنها را نفرين كرد و بعضى از آنها به صورت شياطين مسخ شدند ، امّا باز هم سايرين ايمان نياوردند . آنگاه عيسى ( ع ) مدت سى و سه سال آنها را دعوت كرد ، امّا يهود او را دنبال كرده و ادّعا كردند او را شكنجه كرده و زنده به گور نموده‌اند و برخى ديگر ادّعا كردند او را به صليب كشيده و به قتل رسانده‌اند ، امّا دروغ مىگفتند ، بلكه امر بر آنها مشتبه شد و فرد